
یک ساعت گریه کرد تا شیر خورد

و من الان درست مثل گوشیم که ۴ درصد شارژ داره ، دارم خاموش میشم.

RSS
برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:11
تو دیوار پهن شدم برای خرید کالسکه...هنوز باورم نیست کالسکه ی مد نظر جلو چشمم از کفم رفت.. به فاصله یکساعت آگهیش رو دیدم ولی خیلی این دست اون دست کردم و به قول خودم خواستم تحقیق کنم. وقتی فهمیدم همون چیزیه میخوام که براش مشتری پیدا شده بود.از طرف دیگه بی حال و حوصله ترینم.. خیلی اعصابم خرده. یعنی انقدر حالم بده که به هیچ کاری نمیتونم برسم.. فقط از خدا میخوام به غربت و تنهاییم رحم کنه و اونچیزی که ازش میترسم به سرم نیاد.دیروز رفتیم باغ کتاب.. کجا رفت اونهمه شوغم برای گشتن و تماشای کتاب های گوناگون
برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:11
برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47
برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47
یکی از صحنه هایی که تو بچه داری کمکم میکنه همینه. حقیقتش انقدر این مدت لج آورده دیگه از صداش خسته میشم اما وقتی میخوابه دلم تنگ میشه.دونه انار بچه ای نیست که بیخودی زار بزنه و لج کنه. نمیدونم از دندونشه یا چی که یه مدته به محض احساس گرسنگی شروع میکنه به شیون و هیچ جوره شیشه رو نمیگیره مگر اینکه رو پا تکونش بدم یا راه ببرمش. گرسنه ست ولی شیر نمیگیره و گریه میکنه... سر خوابیدن کمتر لج میاره ولی تو گرسنگی خیلی لج میکنه. الان که نم نم از نوزادی فاصله میگیره فکر میکردم دلم برای اون حالت های خاص نوزاد
برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47